عبدالله مستوفى
483
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
دستور العملى براى ولايات نوشته ميشد ، و نه حساب ساليانهاى از مأمورين ماليه مطالبه ميكردند . رئيس ماليهء ولايت هم ، البته از مباشرين جزو ، سندى از ابو ابجمعى آنها نميگرفت ، و اگر شخص صحيح العملى بود ، آنچه مأمورين جزء و تحصيلداران براى او ميآوردند ، ميگرفت و در صندوق ميريخت ، و هر خرجى كه پيش ميآمد از صندوق ميپرداخت و حساب جمع و خرج ماهيانهء آن را بمركز ميفرستاد ، و وقتى از عمل بر كنار ميرفت كسى از او حسابى از دورهء عملش نميخواست كه معلوم شود اين آقاى رئيس ماليه تمام ماليات دورهء عملش را وصول ، و بوظيفهء خود عمل كرده است يا آنچه تحصيلداران مروتشان اقتضا كرده و به او دادهاند گرفته است ؟ خوانندهء عزيز ، مىتواند تصور كند كه با اين طرز عمل ، ادارهء تشخيص عايدات كارش چه بوده ، و چه خبرى از عايدات كشور داشته است ؟ البته در اين اداره جزو جمع كل كشور همان جزو جمع مستوفىهاى دورهء قبل موجود و از مميزىهاى جديدى كه احيانا به عمل آمده بود صورتهاى منظم يا غيرمنظمى در قفسهها چيده شده بود . ولى روح رئيس كل تشخيص عايدات و دواير جزو آن ، از حقيقت عملى كه در عايدات كشور مىشد بىخبر بود . نه دستور - العمل ساليانهاى براى ولايت مىنوشتند و نه جزو جمعى ترتيب مىدادند زيرا با اين طرز عمل حاجتى به اين زحمات نبود . گذشته از اين كار روزانه و مطالعه و تعيين تكليف صد الى دويست نامهء ارباب رجوع كه از زيادى ماليات ، يا اختلافات بين خود و رؤساى ماليه ، شكوه داشتند و صدور جواب آنها وقتى كه به كار اساسى برسد ، نميداد . من در چهل پنجاه روزهء رياست خود در اين اداره نقشههائى طرح كرده بودم كه از اين بىاطلاعى ادارهء تشخيص ، عايدات ، از عمل واقعى وصول ماليات ، كاسته شده ، و پيشكاران ماليه را تحت تفتيش درآورده منقصتى را كه طرز جريان كلى عمل ، در اين كار هم ايجاد كرده بود ، مرتفع سازد ؛ منتها به من مجال ندادند ، كه مقصود خود را ، در اين مشروع ، عملى كنم . بعد از من هم اين اداره تا اينوقت سه نفر رئيس ديگر پيدا كرده بود ، كه آنها اهل اين فكرها نبودند ، همينقدر كه كار جارى را مىگرداندند مايهء خوشوقتى بود . خزانه من در خزانه هيچوقت عمل مستقيم نداشتهام ، كه اظهار اطلاع مخصوصى از طرز عمل اين اداره در اين دوره بكنم . ولى اين طرز كلى عمل ، كه خوانندهء عزيز از آن اطلاع حاصل كرد ، البته در اين اداره هم اثرات خود را داشته ، و آنچه به او ميدادهاند مىگرفته و خبرى از بقاياى مالياتى طبعا نمىتوانسته است ، داشته باشد ، شايد در حساب خرج مثل محاسبات وزارت ماليه نبوده است ، كه اصلا بستههاى اسناد خرج را باز نكند ولى از حيث جمع و عايدى ، ناگزير همان بىاطلاعى ادارهء تشخيص عايدات را داشته ، بلكه از اين حيث از آن اداره هم بىاطلاعتر بوده ، و شايد اصلا از ميزان مالياتى كه هر ولايت بايد در سال بپردازد هم ، خبرى نداشته ، آنچه رؤساى ماليه از وصولى ماهيانهء خود قلمداد مىكردهاند ، مىپذيرفته و در